![]() |
![]() |
|
|
پر از عشقم، پر از اميد، مي تونم تكيه گاهت شم تو هر جا باشي من هستم، بايد عادت كني كم كم كسي شيدا تر از من نيست، مي دونم اين و مي دوني توي غم نامه ي چشمام هميشه اين و مي خوني حالم خوش نيست، به چشماي تو شك دارم يه حسي توي چشماته كه مي گه من يه بيمارم كسي عاشق تر از من نيست چرا اين و نمي فهمي من و هل مي دي با چشمات، نمك مي پاشي رو زخمي هميشه پيشتم اينجا، نمي ذارم كه تنها شي تو مي توني تو خواب من پري شهر دريا شي از : رز نقره ایی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 21:34 توسط لیونا مشرفی |
|
|
بگو من و دوست نداري، فقط اين و ازت مي خوام تا وقتي كه اين و نگي، هر جا بري باهات ميام مي خواي برم، مي خواي نرم، بهم بگو، فقط يه بار بهم بگو، فقط بگو، حتي براش دليل نيار آخه چيه تو ذهن تو كه اينجوري تا مي كني يه روز مياي ميگي بباف، يه روز مياي وا ميكني اگه خوبي، اگه بدي، فرقي نداره واسه من هر جوري هستي مي خوامت، چشام دارن بهت مي گن من كه نفهميدم تو رو، كشتي من و با اين كارات از چي مي ترسي، حرف بزن، بگو تو رو جون بابات
از : رز نقره ایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:10 توسط لیونا مشرفی |
|
|
غرورم را شکستند پل سبز عبورم را شکستند چه بي رحمانه در اين پاييز غربت دل سنگ صبورم را شکستند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:52 توسط لیونا مشرفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 فروردین 1387 آبان 1386 اسفند 1385 دی 1385 خرداد 1385 تیر 1384 |
|
RSS
|